ممسنی و رستم
در اینجا هر چه دوست داری بنویس اما منطقی

نیمه شبها تا سحر ذکر رضا(ع) باید گرفت

اینچنین حـاجات خود را از خدا باید گرفت

در جوار مرقدش هرگز به کم قـانع مشو

چونکه از مـشـهـد بـرات کربلا باید گرفت

دست خالی آمدم امشب به درگاه شما

هرچه میخواهد دل از راه دعا باید گرفت

چشم در راه دعای خیرتان هستم، فقط

یـک ضـمـانت از تـو در روز جـزا باید گرفت

می شود امشب دل من عازم باب الجواد

اجر و مزد نوکری را پس کجا باید گرفت؟

در شب میلادتان دل غرق رحمت می شود

تکّه نانی امشب از دست شما باید گرفت

[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 23:55 ] [ محمد کریم حیدری ]
کدام ابری به خود پیچید گیسوی رهایش را که مشهد شهر بارانی بغل کرده عبایش را کدام آهو شبی خوابیده زیر تاک انگوری که کندو هم بسوزاند دل زنبورهایش را وساعت هشت شد هفت آسمان چرخید دور شهر بهشت آورده باز از نای دژها لا الایش را دهان کاسه ها اطراف سقاخانه می بیند عطش هم می کشد بر روی بومی کربلایش را و مَشکی بی عمو عباس در تالار آیینه عوض کرده کبوتر، این وسط با اسب جایش را ادامه دارد این تصویر روی بوم نقاشی همین مانده که نقاشی کند لحن صدایش را غدیر و برکه و دستی که بالا رفته آورده مشخص کرده با این پس زمینه ابتدایش را کشیده یک حرم، گنبد، پری در دست خادمها به پایان می رساند باسواری ماجرایش را
[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 23:50 ] [ محمد کریم حیدری ]
با سلام و درود بر حضرت محمد (ص) و ال مطهر ایشان تولد امام هشتم حضرت امام رضا (ع) و دهه کرامت بر همه مسلمانان فرخنده باد
[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 13:39 ] [ محمد کریم حیدری ]
فرا رسیدن شبهای قدر بر شما قدر شناس مبارک باد

شهادت امام عدل و پدر یتیمان کوفه بر مسلمانان جهان تسلیت باد

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 19:53 ] [ محمد کریم حیدری ]
خداوندا انچنان غرق خود شده ایم که یادمان نیست گنه یعنی چه ریا یعنی چه دروغ و دزدی یعنی چه

پروردگارا چه گونه می شود در بین مردم روزه دار باشیم و در مقابل خالقمان حرمت ماهش را شکنیم

الهی من گنهکار خود میبینم نه خدا شیطان می پرستم نه خدا

پس ای پروردگار من نه ببخش و نه در گذر چون مخلوقت پرده در تر از ان است که رحمتت نصیبش گردد

..................ماه بندگی بر بندگان بی ریا مبارک باد.........

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 19:51 ] [ محمد کریم حیدری ]

نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود. هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند.

تمکین یکی از تکالیف زن در برابر شوهر به شمار می‌رود که به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می‌شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست‌های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است. وظیفهٔ تمکین عام ایجاب می‌کند که زن نظرات مرد در مورد تربیت فرزندان، امور خانوادگی، و کارها و روابط اجتماعی خود را بپذیرد و از آن اطاعت کند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 16:34 ] [ محمد کریم حیدری ]
خلاصه حالات سوّمين معصوم
ولادت با سعادت آن بانوى نمونه و مجلّله . بنابر مشهور، روز جمعه ، بيستم ماه جمادى الثّانى سال پنجم بعثت ، سه سال پس از جريان معراج در شهر مكّه معظّمه واقع شد؛ و جهان ظلمانى را به نور مقدّس خود روشن نمود.
و چون آن حضرت به دنيا آمد تنى چند از زنان بهشتى با ظرف هائى از آب كوثر در كنار بستر خديجه حضور يافته و نوزاد را غسل دادند.
پس از آن ، نوزاد لب به سخن گشود و اظهار داشت :
((اءشهد اءن لا إ له إ لاّ اللّه ، و اءنّ اءبى رسول اللّه سيّد الا نبياء، و اءنّ بَعْلى سيّد الا وصياء، و وُلدى سادة الا سباط)).
و سپس نام يكايك آن زنان بهشتى را به زبان آورد؛ و بر هر يك سلام نمود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 17:13 ] [ محمد کریم حیدری ]

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 17:8 ] [ محمد کریم حیدری ]
حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر لكه داره كوشند، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند. خداوندى ، كه انديشه هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند. خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد. آفريدگان را به قدرت خويش ‍ بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 17:6 ] [ محمد کریم حیدری ]
قران ! من شرمند ه تو ام

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند "چه کسی مرده است "

جه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن من شرمنده تو ام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک نسخه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق میکند که ترا یر روی برنج نوشته ، یکی ذوق میکند که تورا فرش کرده ، یکی ذوق میکند که تورا با طلا نوشته ،یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترن قطعه ممکن منتشر کرده و .....آیا واقعا خدا تورا فرستاده تا موزه سازی کنیم..

قرآن من شرمنده تو ام اگر حتی آنان که تورا می خوانند و تورا می شنوند آنچنان به پایت می نشبنند که خلایق به پای موسیقیای روز مره می نشینند اگر چند ایه از تورا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند احسنت. گویی مسابقه نفس است

قرآن من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از اخر به اول یک معرفت است یا یک رکرد گیری ، ای کاش آنان که تورا حفظ کرده اند ، حفظ کنی تا ایچنین تورا اسباب مسابقات هوش نکنند. خوشا به حال هر کسی که دلش رحلیست برای تو . آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ میکنند ، گویی که قران همین العان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قران کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به سلیب جهالت کشیده ابم قرآن را سالهاست که به آتش کشیده ایم .

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 16:52 ] [ محمد کریم حیدری ]

انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گوين
د
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند


انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند

انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود
هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستندانسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ داردانسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستندانسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستن
د
انسان هاي كوچك مسئله ندارند



انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينندانسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهندانسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 14:27 ] [ محمد کریم حیدری ]
این عکس برای ندیدن است! مثل شعر تلخی که برای نخواندن سروده می شود! چطور یک انسان؟!
می تواند اینقدر بی رحم باشد که شکم شکارش را با کارد پاره کند، جنین اش را بیرون بیاورد و بعد از آن عکس بگیرد و با افتخار همگانی کند؟! کُشتن موجودی تا این اندازه ظریف و معصوم چه لذتی دارد؟
به گزارش زیست بوم آیا این هم پلنگی است که می گوئید به گله هایتان حمله می کند؟ آیا خرسی است که کندوهای عسل تان را می خورد؟ آیا گرازی است که مزارع تان را شخم می زند؟ چطور می توانید این همه قلبی از سنگ را توی سینه تان جابجا کنید؟ این بومرنگ سنگدلی که پرتاب کرده اید یک روز برمی گردد و توی صورت خودتان می نشیند…
تفنگ تان را بر زمین بگذارید شکارچی های نشانه دار و بی نشان! این گلوله های سربی تان را چال کنید، دست هایتان را بشورید، بوی خون دارد دنیا را بر می دارد…. شرم تان باد اگر نام انسان را یدک می کشید… به این عکس نگاه نکنید! این عکس برای ندیدن است!

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 14:11 ] [ محمد کریم حیدری ]
  1. چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدمهای موفقی شدند.
    چند سال بعد، بعد از شامی که با هم داشتند در مورد هدایایی که برای مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد فرستادن صحبت کردن.
    اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم ...
    دومی گفت: من یک سالن سینمای یکصد هزار دلاری در خانه ساختم.
    سومی گفت: من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره...
    چهارمی گفت: همه تون می دونید که مادر چه قدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و می دونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه، چون چشماش خوب نمی بینه. من راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که می تونه تمام کتاب مقدس رو از حفظ بخونه. این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفته. من تعهد کردم برای این طوطی به مدت بیست سال، هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه.
    برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
    پس از تعطیلات، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت:
    میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه... من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم. به هر حال ممنونم.
    مایک عزیز، تو برای من یک سینمای گرونقیمت با صدای دالبی ساختی که گنجایش 50 نفر رو داره. ولی من همه دوستامو از دست داده ام، همچنین شنواییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام. هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم، ولی از این کارت ممنونم.
    ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم. من تو خونه می مونم، مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم.
    ملوین عزیز ترینم، تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
    جوجه خیلی خوشمزه بود! ممنونم!

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 13:42 ] [ محمد کریم حیدری ]





[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 13:17 ] [ محمد کریم حیدری ]

گرامی میداریم ایام سوگواری امام حسین (ع) و یارانش را و پیشاپیش شهادت حضرت را به امام عصر (عج)و مقام معظم رهبری و شما شیعیان ناب تسلیت عرض نموده واز شما بزرگواران التماس دعا دارم.

كاروانى به تعداد كوچك و به مقدار بزرگ ؛ آرام آرام به پهن دشتى نزديك مى گردد كه ريگهاى تفتيده اش آماده فرود ميهمانى مى شود؛ كه ميزبانانى ، خيانت پيشه او را به آبهاى روان با باغهاى سرسبز، ميوه هاى رسيده و اسلحه هاى آماده براى يارى ، دعوت نموده اند. اى كاش قلم هايشان مى شكست ! آنان در يك چرخش صد و هشتاد درجه اى انديشه اى شيطانى در سر پرورانده و آماده ارتكاب جرمى سهمگين شدند كه خون در رگها خشكيد، قلبهاى گرم و پرطپش يخ زد، اندوه بر سينه ها كوه شد و دستها و پاها از تلاش بازماندند!!

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 14:30 ] [ محمد کریم حیدری ]

پند دادن مجنون توست پدر

چون ديد پدر به حال فرزند

آهي بزد و عمامه بفگند

 

ناليد چو مرغ صبحگاهي

روزش چو شبي شد از سياهي

 

گفت: اي ورق شكنج ديده

چون دفتر گل ورق دريده

 

 

اي شيفته، چند بيقراري؟

وي سوخته، چند خوامكاري؟

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ] [ 15:30 ] [ محمد کریم حیدری ]

 

........................... آگاهي پدرمجنون ازقصد قبيله ليلي ...........................

 

چون گشت به عالم اين سخن فاش

افتاد ورق به دست اوباش

 

كز غايت عشق دلستاني

شد شيفته نازنين جواني

 

هرنيك و بدي كزو شنيدند

در نيك و بدي زبان كشيدند

 

ليلي ز گزاف يافه گويان

در خانه غم نشست مويان

 

شخصي دو ز خيل آن جميله

گفتند به شاه آن قبيله

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ] [ 15:10 ] [ محمد کریم حیدری ]















[ شنبه شانزدهم شهریور 1392 ] [ 18:58 ] [ محمد کریم حیدری ]
[ شنبه شانزدهم شهریور 1392 ] [ 18:44 ] [ محمد کریم حیدری ]

حق مواقعه برای زوجه

به دلیل تفاوت های روانی زن و مرد نمی توان نیاز جنسی زن و مرد را کاملا یکسان دانست. تحریک پذیری سریعتر مردان نسبت به زنان و نیز توانایی بیشتر جسمی و وجود حالت تهاجمی در آنان نظام تشریع را ملزم می سازد که برای شرایط تحریک جنسی مرد تدبیری درست بیندیشد و مانع اقدام های فساد انگیز مردان که سلامت اخلاقی جامعه را دچار مخاطره می کند شود. علی ع خطاب به برخی همراهان خود که با چشمان خود زنی را که از کنار آنها می گذشت دنبال می کردند فرمودند: «نگاه های مردان آنها را بر می انگیزاند، پس هر گاه چشمان یکی از شما با شهوت بر زنی افتاد سراغ همسر خود بروید زیرا زنان جملگی همانندند». از این رو شریعت اسلامی به رفع نیازهای جنسی مرد از سوی زن با هدف تثبیت کیان خانواده و حفظ سلامت جامعه و نیز امنیت اجتماعی زنان اهمیت داده و زنان را موظف کرده نیاز شوهران خود را تا حد امکان مرتفع سازند. این حکم در فقه به عنوان حق استمتاع کامل برای شوهر مطرح شده است.



ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 19:32 ] [ محمد کریم حیدری ]

كنون اي خردمند، وصف خرد

بدين جايگه گفتن اندرخورد

 

بگوتاچه داري بيار ازخرد

كه گوش نيوشنده زوبرخورد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم مرداد 1392 ] [ 20:23 ] [ محمد کریم حیدری ]

ايا شاه محمود كشورگشاي

ز كس گر نترسي بترس از خداي


كه پيش ازتوشاهان فراوان بدند

                              همه تاجداران كيهان بدند                       

 

فزون ازتو بودند يكسر بجاه

بگنج و سپاه و بتخت و كلاه

 

نكردند جز خوبي و راستي

نگشتند گرد كم و كاستي


برچسب‌ها: شاهنامه , سلطان محمود , مدیران
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 10:57 ] [ محمد کریم حیدری ]

با تأسیس نظام جمهورى اسلامى ایران در سال 1357، گرایش و توجه محققان و اندیشوران حوزه مطالعات سیاسى - اجتماعى به ابعاد این حوزه‏هاى مطالعاتى و نقش آن در عرصه‏ هاى حکومت و اداره جامعه بیشتر شد.

اما شرایطى که در سال‏هاى آغازین انقلاب و سپس شروع جنگ تحمیلى بر کشور تحمیل شد، مجال تحقیقات نظرى و کاربردى عمیق و بلند مدت را از محققین گرفت.

تا این که در تیرماه 1362 مجلس خبرگان رهبرى، آغاز به کار کرد که بى‏شک یکى از ارکان مهم و حساس نظام در مقابله با هجوم بى شائبه دشمنان نظام اسلامى است..


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 ] [ 23:16 ] [ محمد کریم حیدری ]
مطالبی رو که در این قسمت مطالعه می فرمایید نوشته های معلمی دلسوز از دیار زیردو از مردان مردی که با پای پیاده و دستانی خالی قله های علم را فتح کردن است

اما امروز بعد از 10 سال از چاپ کتاب نغمه های نارنجون حیفم آمد مختصری از این اثر گرانبها را برای شما در این سایت قرار ندهم .....

تقدیم به روان پاک مادرم

به آن صبح سیرتی که پاکی را به من آموخت و روشنایی را برایم معنا کرد .......

به مادرم ....آری به مادر ! آن که محبتش به فرزند بی منت است و پایان ناپذیر.

واما نارنجون کجاست ؟ دره نسبتا درازی که اگر آن را انسان بلند قامتی فرض کنی که به پشت صاف خوابیده است ، کف پاهایش به طرف غرب به رودخانه فهلیان ، دو پهلویش از جنوب به کوهای بردنگان و از شمال به کوههای جنجان می پیوندد.سرش بر گردنه ای به نام نارنجون در کنار تپه های بلندی به همین نام قرار می گیرد و صورتش به طرف آسمان آبی رنگ خدا . روز پرواز پرنگان را نظاره  می کند و شب به شمارش ستارگان مشغول است . این دره سر افراز و نسبتا دراز جایی نیست مگر (( دلی نارنجون))


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 12:52 ] [ محمد کریم حیدری ]

در اين خطبه علل هلاك مردم را بيان مى‏فرمايد  پس از حمد و ثناى خداوندى ، خداوند سبحان هرگز جبّاران دورانى را شكست نداده است  مگر پس از مهلت و آسايشى كه در آن غوطه‏ ور بوده‏ اند  و استخوان شكسته هيچيك از امّت‏ها را جبران نفرموده است مگر پس از قرار دادن آنان در تنگناى زندگى و آزمايش  . براى شما مردم در مشقّت و سختى‏هايى كه رو بسوى آنها ميرويد  و در آن حوادث بزرگى كه پشت سر گذاشته‏ايد عواملى براى تجربه و عبرت وجود دارد  [ بدانيد كه ] هر صاحب قلبى از خرد برخوردار نيست  [ چنانكه ] هر دارنده گوشى شنوا نبوده  و هر ناظرى بينا نيست  . شگفتا  و چرا از خطاكارى اين فرقه‏ها با اختلاف استدلالهائى كه در دين خود دارند ، در شگفت نباشم  اينان نه از اثر پيامبرى تبعيّت مى‏كنند  و نه از كردار وصيّى پيروى مى‏نمايند  نه ايمان به غيبى مى‏آورند  و نه از عيبى خوددارى و عفّت ميورزند عمل در مشتبهات مى‏كنند  و سير در شهوات  . معروف ( نيكو ) در نظر آنان چيزى است كه ( خود ) آنان بشناسند و معروفش بدانند  و منكر و ناشايست در نزد آنان چيزيست كه ( خود ) آنان زشتش بدانندپناه گاهشان در مشكلات خودشان هستند  و مرجعشان در امور مهمّ آراء و نظريّاتى است كه خود ابراز ميدارند  گوئى هر شخصى از آنان امام خويشتن است  هر شخصى چنين مى‏پندارد كه در نظريّات خود به طنابهاى مورد اطمينان چنگ زده  و دستاويزهاى محكمى بدست آورده است 

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 15:22 ] [ محمد کریم حیدری ]

غزل جونی ، گلم ، حالت چطوره ؟       گلم،     حـال   تیی کالت چطوره؟

خشی، خوبی، گل مینا بنــوشم  ؟      یل     بالا بلَی    بــــاوینه پوشم

ولات و ایل و مالِت در چه حـالن           جوونل   دیبلالِت     در چه حالن ؟

 بگ بینم  بهـــــار ابیده صحرا              سرو ایگو هنی هم   خاله زهرا ؟

 


ادامه مطلب
[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 13:1 ] [ محمد کریم حیدری ]

ملت لر ، ملتی همیشه قربانی

به قلم : نوشاد مامویی ( با اندکی تخلیص )

 

 در تاریخ معاصر ايران از كريم خان زند تا به امروز ملت لر همواره قربانی بوده است .

 تنها فردی كه در تاريخ ايران به پادشاهي رسيد و هيچ گاه حاضر نشد خود را شاه بنامد بلكه خود را وكيل مردم مي دانست ، كريم خان زند بود . اگر چه لرها در تاريخ خود حداقل ده قرن متوالي از قرن 3 تا 13 هجري در مناطق خود حكومتي مستقل تحت عنوان اتابكان لر و والیان لرستان داشته اند، با اين وجود لرها همیشه مورد اجحاف قرار گرفته اند . 

با اینکه لرها در قالب نيروي متحد بويراحمدي ـ بختياري به رهبري سردار اسعد بختياري پس از فتح اصفهان و سپس تهران از پايه گذاران انقلاب مشروطيت بوده اند ولي تا به امروز ملت لر به حقوق حقه خويش دست نيافته است.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم تیر 1392 ] [ 14:39 ] [ محمد کریم حیدری ]
چه خوب است گاهی از سخنان حکما و قدما پندی بگیریم.پس چند پند و اندرز رو جهت مطالعه خودم و بینندگان عزیز از سخنان حضرت لقمان در این پست قرار میدم باشد که کمکی به حال و احوالمان شود

۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.

۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.

۳. سخن به اندازه بگو.

۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن.

۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.

۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.

۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن.

۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.

۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.

1۰. در کسب و کار نیک جدّی باش.

1۱. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.

1۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.

1۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.

1۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.

1۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 13:49 ] [ محمد کریم حیدری ]

نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق
عجب رسوا گر و رسوایی ای عشق

اگر چنگ تو با جانی ستیزد
چنان افتد که هرگز بر نخیزد

ترا یک فن نباشد ذو فنونی
بلای عقل و مبنای جنونی

تو لیلی را ز خوبی طاق کردی
گل گلخانه آفاق کردی

اگر بر اونمک دادی تو دادی
بدو خوی ملک دادی تو دادی

لبش گلرنگ اگر کردی تو کردی
دلش را سنگ اگر کردی تو کردی


به از لیلی فراوان بود در شهر
به نیروی تو شد جانانه دهر

تو مجنون را به شهر افسانه کردی
ز هجران زنی دیوانه کردی

تو او را ناله و اندوه دادی
ز محنت سر به دشت و کوه دادی

چه دلها کز تو چون دریای خون است
چه سر ها کز تو صحرای جنون است

به شیرین دلستانی یاد کردی
وزآن فرهاد را بر باد دادی

سر و جان و دلش جای جنون شد
گران کوهی ز عشقش بیستون شد

ز شیرین تلخ کردی کام فرهاد
بلند آوازه کردی نام فرهاد


یکی را بر مراد دل رسانی
یکی را در غم هجران نشانی

یکی را همچو مشعل بر فروزی
میان شعله ها جانش بسوزی

خوشا آن کس که جانش از تو سوزد
چو شمعی پای تا سر بر فروزد

خوشا عشق و خوشا نا کامی عشق
خوشا رسوایی و بد نامی عشق

خوشا بر جان من هر شام و هر روز
همه درد و همه داغ و همه سوز

خوشا عاشق شدن اما جدایی
خوشا عشق و نوای بینوایی

خوشا در سوز عشقی سوختن ها
درون شعله اش افروختن ها

چو عاشق از نگارش کام گیرد
چراغ آرزوهایش بمیرد


اگر میداد لیلی کام مجنون

کجا افسانه می شد نام مجنون؟

هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
یکی در این میان مجنون شد از عشق

در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت
چراغش در جهان روشنتر افروخت

نوای عاشقان در بینوایست
دوام عاشقی ها در جداییست

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 13:22 ] [ محمد کریم حیدری ]

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد
خوشا ای دل بال و پر زدنت شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم دیدگانه پری جام پرشرری شعله آهی

بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی
به داد دل ای قرار دلم نو بهار دلم میرسی پس کی

چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
میتوانم و یا نبارم من


نه تنها از من قراره دل میرباید این شور شیدایی
جهانی را دیده ام یک سر دیده ام یک سر
غرق دریای ناشکیبایی
بیا در جام مشتاقان گل افشان کن گل افشان کن
بروی خود شب مارا چراغان کن چراغان کن

چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
میتوانم آ یا نبارم من

حس کردم این شعرو خیلی دوست داری

شاید دوست داشته باشی اينجا ببينيش !!
هي با تو هستم هموني كه با عشق داري نوشته رو ميخوني ....

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 10:36 ] [ محمد کریم حیدری ]
درباره وبلاگ

سلام و درود بر شما خواننده عزیز
دوست من شما یکی از میلیونها انسان مخلوق صاتع دانا هستید و امیدوارم که این دانایی از خالق به مخلوق نیز منتقل شده باشد و بنده نیز از دانایی شما بی نصیب نمانم و از حضور شما در این پست نهایت استفاده رو ببرم با کمال میل بیانات شما را پذیرا هستم


شرم می کنم که وزن سیریم را با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو بکشم.
برچسب‌ها وب
امکانات وب
t> onLoad and onUnload Example