X
تبلیغات
ممسنی و رستم
در اینجا هر چه دوست داری بنویس اما منطقی
 سیاسی
سلام درود برشما

گاهی سوال پیش میاد که چرا نمایندگان مجلس در حوضه های انتخابیشون کابینه تشکیل میدن ،مگه مسئول اجرایی، دولت نمی باشد .

آیا دولت تفویظ اختیار کرده ؟

آیاوظایف نمایندگان تغییر کرده؟

آیا تغیر مسئولین ،یک بحث مدیریتی است ؟

آیا تغییر مسئولین ،یک بحث سیاسیی است؟

ده ها پرسش دیگه داریم که متاسفانه بدون پاسخ کم لن یکون مانده .

اما در تمام حکومتهای سر پای دنیا برای تمام قوا در قانون همان کشور حد و مرز مشخص شده و در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز اختیارات و حدود قوا به صراحت بیان شده و حال چرا نماینده در کار دولت در مسائل عزل و نسب مسعولین دخالت کامل دارد جای سوالات بالا میباشد.

اگر قرار است نماینده مدیر مشخص کند و باید و نباید برایش وضع نماید پس چرا دولت تشکیل شود همان مجلس باشد کفایت میکند بنده به عنوان یه منتقد دست به قلم شده ام و انشاالله که همه تابع قانون اساسی کشور مقدر مان ایران اسلامی باشیم 

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391  |
 کورش کبیر
از پل نامردان عبور نکن ،بگذار تورا آب ببرد

از ترس شیر به روباه پناه نبر بگذار شیر تورا بخورد

ببر باش و درنده ،ولی از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن.

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392  |
 
هر که دل آرام دید

                            از دلش آرام رفت

هیچ نیابد خلاص

                           هرکه در این دام رفت

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392  |
 ایا زن عقل ندارد ؟؟؟؟
مادر کودکش را شیر می دهد
و کودک از نور چشم مادر
خواندن و نوشتن می آموزد

وقتی کمی بزرگتر شد
... کیف مادر را خالی می کند
تا بسته سیگاری بخرد

بر استخوان های لاغر
و کم خون مادر راه می رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود

وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید :
عقل زن کامل نیست
...
کسانیکه نمی خوانند
تصور می کنند می دانند
اگر احساس می کنید این متن ارزش خوانده شدن دارد، لطفاً آنرا انتشار دهید.
|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392  |
 نتیجه اخلاقی
داستانی کوتاه و نتیجه اخلاقی جالب
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته،
يهو ميبينه یک موتور گازی ازش جلو زد!خيلی شاكی ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.یک مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ زد جلوش !ديگه پاک قاطی می کنه با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!طرف كم مياره، ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده . خلاصه دوتایی واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه :والله ... داداش... خدا پدرت رو بيامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!

نتیجه اخلاقی

اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
ببینید کش شلوارشان! به کجا گیر کرده...!


|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392  |
 حرف طنز
دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.

کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.

گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند.


بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.

دانشگاه: یک دوره چهارساله که ... چیز بیشتری یادم نمی آید.

مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.



خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.

منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.

بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به فنا رفته است.



جلسه دفاع پایان نامه: هنر انتقال اطلاعات دانشجو از طریق پاورپوینت و توجه اساتید داور و راهنما، بدون عبور از ذهن هر دو.

شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد. (می تواند پول، قیافه و یا شهرت باشد.)

رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر



کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب

عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.

راز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید.



جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.

قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد.

ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟



شاهد: فردی که ابتدا قسم می خورد که حقیقت را، تمام حقیقت را، و نه چیزی جز حقیقت را بگوید و سپس شروع به تعریف داستانی می کند که وکیل از او خواسته است.

خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون

لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است.



فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.

مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.

فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز.



طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ

تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند.

پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.



روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون

بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.

پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.



پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.

کمک های خارجی: انتقال پول از مردم فقیر در کشورهای ثروتمند به افراد ثروتمند در کشورهای فقیر.

آنتیک: وسیله ای که اجداد شما خریده اند و پدر و مادر شما خود را از شر آنها خلاص کرده اند و حالا شما دوباره برای خرید آن، پول گزافی پیاده می شوید.



مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج

قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.

و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.



سیاست: هنر تقسیم کیک تولد، به گونه ای که هر کس احساس کند بزرگ ترین قطعه را صاحب شده است.

لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.

صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید
|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در جمعه بیستم اردیبهشت 1392  |
 تحمل سختی
تـحمــل سـخــتی
تصویرها را یکی‌ یکی‌ ببیند و بخوانید تا پیام زیبا و پرمعنی را بگیرید

Just Scroll It Down One By One and read to know the Nice & Meaningful Message
































Accept the Pain, Future will be Fruitful
درد (سختی) را قبول کنید، آینده پرثمر خواهد بود
Don’t feel the work you are doing is pain, because there will be always a
reason for that pain or work.
احساس نکنید کاری که می‌کنید رنج است، زیرا همیشه دلیلی‌ برای آن رنج یا کار هست
So face the pain, for the pain you face, there will be definitely happiness ahead.
پس با دردش روبرو شوید، دردی که با آن مواجه میشوید قطعاً خوشبختی‌ را به دنبال خواهد داشت
“Don’t ask for a lighter load, but pray god for a stronger back
از خدا بار سبک تر نخواهید، بلکه برای پشت قوی تر دعا کنید!

امضا کاربر

مرنج و مرنجان
|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392  |
 یاد بگیریم
خدايا شکـــــــــــــــــــــر





خدايا
به خاطر تمام چيزهايي كه دادی،
ندادی،
دادی پس گرفتي،
ندادی بعدا دادی،
ندادی بعدا ميخواي بدی،
دادی بعدا ميخوای پس بگيری،
داده بودی و پس گرفته بودی،
اگه بدی پس ميگيری،
پس گرفتي بعدا ميخوای بدی،
اگه ميخواستي بدی و فكر كردم كه دادی ولي ندادی،
شكر
|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392  |
 نقد دانشجو
سلام ودرود

امروز بر حسب تکلیف احساس میکنم باید چند خطی دانشجویان عزیزم رو نقد کنم شاید تلنگری بر اندیشه به القوه شان باشد بسا در این روزهای سراسر نیاز به اندیشه این قشر خفته کمی به الفعل شوند و زبان و قلمشان راه گشا شود.

یادم است در زمان دانشجو بودن آنچنان بر جنب و جوش و با مسولیت بودیم که گاها دردسر ساز می شدیم دلیلش هم احساس مسولیتی بود که نسبت به کشور و اینده خودمان داشتیم اما امروز که حدود ۴۷روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری هیچ تحرکی از این قشر تاثیر گذار نمی بینیم

تفکرات غلط و برداشتهای عامیانه ای که از انتخابات شده که گروهی بی بصیرت انتخابات را انتصابات نامیده اندشما درصد کثیر تاثیرگذار را در خواب غفلت فرو برده است

دیروز در کلاس حقوق وقتی دانشجویی اجازه خواست تا برای همایشی که با نام چارچوب انتخاب رءیس جمهور قراره برگذار کنن از کلاس دعوت کرد با کلام سرد دانشجو هایی رو برو شد که مجبور شدم از این کار سیاسی دفاع کنم و کمی روحیه به دعوت کننده بدم

باور کنبد آنقدر دلم گرفت که حتی به دانشجوهایم تشر زد اما چاره کار این نبود و نیست

ختم کلام از خواب غفلت بیدار بشین که گرگهای درنده بیدار بیدارن. 

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392  |
 پندی از سعدی
 

زخاک آفریدت خداوند پاک             پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

حریص و جهان سوز و سرکش مباش        زخاک آفریدندت آتش مباش

بزرگان نکردند در خود نگاه         خدا بینی از خویشتن بین مخواه

بزرگی به ناموس و گفتار نیست       بلندی به دعوی و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت          تکبر به خاک اندر اندازدت

به گردن فتد سرکش تند خوی        بلندیت باید بلندی مجوی

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392  |
 رستم کجاست؟

تاریخچه پیدایش

انشان سرزمینی کوهستانی تمدن ایلام بوده‌است که قبل از مهاجرت آریاییها به ایران و سکونت آنها در مناطق ایران که رستم جزء اصلی انشان یا انزان بوده‌است. اهمیت رستم در این زمان همین بس که تا همین اواخر مورخان تل اسپید را پایتخت انشان می‌نامیدند، در دوره ایلام عصر طلایی آن را پادشاهانی بوجود آورده‌اند که از حوالی فهلیان برخاسته بودند. ورزیده‌ترین و سلحشورترین مردم ایلام در همین منطقه زندگی می‌کردند. هنگام مهاجرت آریاییها به ایران، پارسه در امتداد کوههای زاگرس به فارس آمده و آنرا به نام خود «پارسه» نامیدند. گروهی از قبایل پارس از جمله آنها قبیله «مردها» در منطقه رستم سکونت گزیدند.

آقای گریشمن (girishmsn) آثار داودور (davdivar) مادر دختر در حسین آباد رستم را قبر پادشاهان اولیه سلسله هخامنشی می‌داند. به تحقیق مشخص است که طایفه مردها از جمله دامداران پارسی بوده که در ممسنی و رستم فعلی سکونت داشته‌اند. مورخ یونانی کت پاس کورش بزرگ را پسر چوپانی از قبیله مردها می‌داند بدین ترتیب ایشان معتقدند که کورش نسبتی به هخامنش و قبیله او نداشته‌است.

در جنگ هخامنش با اسکندر مقدونی در زمان داریوش سوم زبده‌ترین سربازان ایران را قبیله مردها تشکیل می‌دادند و هنگامی که داریوش سوم شکست خورد مردم شهرستان رستم و ممسنی به رهبری آریوبرزن در، دربند پارس «پشتکوه رستم» به مقاومت دست زده و تا همگی کشته نشدند لشکر اسکندر نتوانست به درون پارس وارد شوند. در دوره ساسانیان رستم و ممسنی بازار مهم مناطق دیگر بوده‌است.

در زمانی که سپاهیان مسلمان به ایران آمد به جرأت می‌توان گفت که خونین‌ترین مقاومتها و نبرد مسلمانان با ایرانیان در زمان حسن قاضی ممسنی «توز» به وقوع پیوسته‌است. مورخان نوشته‌اند که دفاع از ایران در توز به وسیله کرت‌ها (عشایر)صورت می‌گرفت که گروه، گروه از کوهها برای دفاع سرازیر شده و به دفاع می‌پرداختند.

مردم رستم مثل سایر مردم ایران به دین اسلام گرایش پیدا کردند و مذهب آنها تشیع بوده‌است. سالها پس از اسلام به دلیل سکونت قومی به نام شولها در رستم و تمام ممسنی این منطقه شولستان نام گرفت.

در دوره اتابکان، شولستان مورد حمایت اتابکان فارس بوده و از آن به بعد ممسنی و از جمله رستم تابع فارس شده و با دیگر مناطق لر نشین پیوندی نداشته‌است و در اواخر دوره صفویه و اوایل دوره افشار نام شولستان منسوخ بوده و ممسنی جای شولستان را گرفته‌است.

(نام رستم به ۸۰۰سال در تاریخ بدین نام شناخته شده‌است. رستم یادآور پهلوانان ایران و سنبل ملی و جوانمردی منطقه خواهد بود.)

در دوره صفویه که محمود افغان که محمود افغان به ایران لشکر کشید و شهر اصفهان را به محاصره درآورد، مردم ممسنی و به تبعه آن مردم رستم جان بر کف نهاده و لشکری به سوی اصفهان برای دفاع از کشور تدارک دیدند و اگر عدم کفایت شاه صفوی نبود آنها به همراه دیگر ایرانیان هجوم افغانها را در نطفه خفه می‌کردند و ویرانیهای بعد بوجود نمی‌آمد.

در زمان قاجار، چنان آوازه خان علی خان رستم بالا گرفت که حکومت را به وحشت انداخت به طوریکه فتحعلی شاه قاجار خود برای سرکوبی اهالی رستم تهران را ترک گفت و در اصفهان اجل مهلتش نداد و درگذشت.

شهرستان رستم نه تنها یکی از قدیمی‌ترین مناطق باستانی فارس، بلکه یکی از کهن‌ترین منطقه باستانی ایران و بین النهرین به شمار می‌رود. بقایای اجساد آثار کشف شده در تپه تل بندو و برابر کاوشهای صورت گرفته توسط باستان شناسان آثار زندگی در این شهرستان به ۷۵۰۰ سال پیش برمی‌گردد. تمدنهای پیش از تاریخ این شهرستان مربوط به هزاره پنجم تا هشتم پیش از میلاد و عصر نو سنگی و همچنین تمدنهای تاریخی میلادی آن به هزاره سوم پیش از میلاد و تمدنهای اسلامی آن مربوط به قرون آغازین اسلامی برآورد می‌گردد. یک هزاره پیش از ورود آریائیها به فلات ایران تمدنهای نیکویی در اقصی نقاط شهرستان رستم پابرجا بودند که می‌توان به نقش برجسته کورنگون، سه تلان ایلامی در ۴۴۰۰ سال پیش اشاره کرد. در نوشتار لوحه‌های گلی خزانه تخت جمشید، چندین شهر باستانی در منطقه رستم یاد شده که دو تای آن به نامهای هوهنوری و یونانی در این لوحه‌های خطوط ایلامی ذکر گردیده‌است که محل فعلی آنان در چهار بازار تل اسپید، دهنو و منصورآباد تعیین شده‌است. بیش از ۵۰ کیلومتر جاده سنگ فرشی روزگار هخامنشی، اشکانی و ساسانی از قلب این شهرستان می‌گذشت و یکی از دربندهای مهم پرشیا، پارس محسوب می‌گردید. شهرستان رستم در ازمنه قدیم یکی از مناطق سوق الجیشی و استراتژیکی فارس به شمار می‌رفته که می‌توان از لشکرکشی اسکندر مقدونی، کراسوس سردار رومی، والرین امپراطور روم را در آن نام برد.

ویژگیهای شهرستان

وجود رودخانه معروف فهلیان ، رودخانه تنگ شیو [(حسین آّباد)] و نقش برجسته کورانگون

طبیعت و جاذبه‌های گردشگری طبیعی شهرستان

چشمه انجیری

چشمه سارهای مراسخوان این مکان تفرجگاهی دارای چشمه سارهای جوشنده و محل خوبی برای استراحت و تفریح گردشگران و مسافران می‌باشد. چشم‌انداز این منطقه رودخانه کوه و آثار تاریخی می‌باشد. این محل تفرجگاهی به فاصله ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر مصیری نزدیک به روستای مراسخوان سفلی قرار دارد.

سراب سیاه منصورآباد

این جاذبه طبیعی در حدود ۲۸ کیلومتری شمال غربی مصیری و در کنار روستای سراب سیاه منصورآباد رستم واقع شده‌است چشم‌انداز این مکان تفرجگاهی چشمه سارهای جوشنده قابل قایق‌رانی و سرگرمی آن شنا و ماهی‌گیری و زیارت امامزاده سید نورالدین و دیدار آثار تاریخی می‌باشد.

پتکون زیرد

جاذبه پتکون در ۱۵ کیلومتری جنوب غربی شهر مصیری و در شرق روستای برافتاب و شمال روستای زیردو قرار دارد چشم‌انداز این مکان چشمه سارهای جوشنده، کوه، صحرای سرسبز، و آثار تاریخی می‌باشد.

زوال و دشتک

این دو نقطه از شهرستان رستم دارای جاذبه گردشگری و تفرجگاهی می‌باشد و در ۸ کیلومتری شمال غربی شهر مصیری واقع است.

سرچشمه گجستان

نمايي از سرچشمه گچستان در شهرستان رستم

این جاذبه طبیعی در حدود ۵۰ کیلومتری شمال غربی شهر مصیری قرار دارد. دارای چشمه سارها و جنگلهای طبیعی و آثار تاریخی چشم‌انداز این نقطه پر مصفا می‌باشد.

آبشار پای تف

یکی از جاذبه‌های طبیعی شهرستان رستم به شمار می‌رود و در حدود ۴۵ کیلومتری شمال غربی شهر مصیری نزدیک به روستای سالاریروستای برافتاب واقع شده‌است. جنگل، کوه، باغات انار و خانه‌های مسکونی سنتی منظرگاه این نقطه پر مصفا می‌باشد.

پیشینه تاریخی

این شهرستان یکی از شهرستان‌های کهن استان فارس می‌باشد که دارای بیش از ۱۲۰ اثر باستانی می‌باشد. آثار شهرستان به سه بخش پیش از تاریخ (قبل از۵۵۰۰) تاریخی بعداز ۵۵۰۰ سال و اسلامی از ۱۴۳۰ سال به بعد تقسیم می‌شود. ۵۸ اثر این شهرستان در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است. تمدن‌های بیش از تاریخ این شهرستان مربوط به عصر نوسنگی هزاره‌های پنجم تا هشتم پیش از میلاد می‌باشد قبل از ورود آریاییها به فلات ایران تمدنهای دیگر نیز در اقضی نقاط شهرستان رستم پا برجا بودند که می‌توان به تمدن بزرگ و با شکوه ایلام باستان اشاره کرد که آثار این تمدن در شهرستان رستم عبارتند از: نقش برجسته ایلامی گورنگون

شهر ایلامی چهار بازار می‌باشد از لوح نوشته‌های خزانهٔ تخت چمشید از چندین شهر باستانی در منطقه رستم یاد شده‌است که از جمله از شهرهای هوهنوری و یوناری می‌توان نام برد. جاده سنگ فرشی روزگار هخامنشی و ساسانی در این شهرستان به چشم می‌خورد. و یکی از در بندهای پرشیا پارس محسوب می‌گردید این شهرستان یکی از مناطق سوق الجیشی و استراتژیکی فارس به شمار می‌رود که می‌توان از لشکر کشی اسکندر مقدونی کراسوس سردار رومی والرین امپراتور روم نام برد.

گویش

مردم شهرستان رستم از نظر قومیت لر می‌باشند که به زبان لری سخن می‌گویند. زبان لری رستم با دیگر زبانهای لری مثل لرستانی، بختیاری وحتی بویر احمدی تفاوت دارد. به طوری که برای مردم فارسی زبان بسیار قابل فهم است می‌توان گفت هر چه از غرب به شرق مناطق لر نشینی پیش رویم زبان به فارسی نزدیک تر می‌گردد.

مردم رستم خود به تیره‌های کوچکتر از طایفه تقسیم می‌شوند که اهم آنها عبارت از شاسنی (از پل فهلیان تا گوراب)بهمنیاری (اطراف بابامیدان) منگودرزی، زیردویی، دهنوئیها، ارجی(منصورآباد علیاء)، حسین آبادی، پرینی، ده تینیها، میدجان یها، دشتیها و...

در میان مردم لر زبان طایفه عرب هم به زبان عربی صحبت می‌کنند که زبان آنها به زبان عربی کتابی نزدیکی ندارد.

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391  |
 ادبی
به نام خداوند جان و خرد       کز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند کیهان گردان سپهر     فروزنده ماه و ناهید و مهر

به نام و نشان و گمان برتر است    نگارنده بر شده گوهر است

جز او را مدان کردگار بلند     که ازو شاد مانی و زو مستمند

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه ششم اسفند 1391  |
 پندی از گلستان
. انتقادپذيري سلطان .5
حاكم با شنيدن سخن مخالفان، بايد كاستيها را برطرف سازد؛ زيرا دوستان همه چيز ر ا به ديديه خشنودي
مي نگرند. چه بسا شنيدن حرف جاهلان بر سخن عاقلان برتري داشته باشد:
ز دشمن شنو سيرت خود كه دوست     ترش روي بهتر كند سرزنش
هر آنچ از تو آيد به چشمش نكوست        كه ياران خوش طبع شيرين منش

و بويژه هنگامي كه مي بيند مشتي چاپلوس و تملق گو، چشم و گوش سلطان را از بزر گنمايي و ستايشهاي
دروغين پركرد ه اند و مجال ديدن و درك حقايق تلخ جامعه را به وي نمي دهند و از اين بدتر حتي زشتيها و نا راستي ها
را در چشم او زيبا و پربها جلوه مي دهند، بر مي خروشد و هشدار مي دهد:
بدان كي ستوده شود پادشاه     چه سود آفرين بر سر انجمن
كه خلقش ستايند در بارگاه        پس چرخه نفرين كنان پيرزن

و يا:
به گمراه گفتن نكوميروي           هر آنگه كه عيبت نگويند پيش
جفايي تمام است و جوري قو ي     هنرداني از جاهلي، عيب خويش

گرمن سخن درشت نگويم تو نشنوي     حق گوي را زبان ملامت بود دراز

بي جهد از آينه نبرد زنگ صيقلي         حق نيست اينچه گفتم؟ اگرهست گوبلي


و سرانجام پس از تأكيد فراوان بر انتقادپذيري سلطان مي گويد:
بگوي آنچه داني كه حق گفته به       طمع بند و دفتر ز حكمت بشو ي
نه رشوت ستاني و نه عشوه ده       طمع بگسل وهرچه داري بگوي
|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در دوشنبه سی ام بهمن 1391  |
 سیاسی
این روزا بازار دعوای سیاسیون قدرت طلب داغ شده و چه ساده همدیگه رو متهم به دزدی میکنن ،متعجبم از اینکه چرا حداقل آبروی خودشون رو حفظ نمیکنن چرا وجدانهای خفتشون بیدار نمیشه که مردم نیاز به دلسوز دارن نه آقا بالا سر /

این ملت که همه جوره پای کشور موندن چرا مسئولین رده بالای کشوری پای مردم نمیمونن؟

چرا با اینکه رهبری فرمودن از این درگیریهای عامیانه دست بردارن بازم جلوی عموم مردم پا رو حرف رهبری میذارن؟

اگه ادعاهاشون صحت داره چرا نظام باهاشون برخورد قانونی نمیکنه ؟

این مردم شهید ندادن که پراید بشه زانتیا ؟

نمیدونیم با امریکا و اسرائیل بجنگیم یا با منافقین داخلی و قدرت طلب عاشق پست و ریاست؟

خدایا آقارو از ما نگیر ....................................................

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391  |
 
ای عشق همه بهانه از توست

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391  |
 آیا زنان صلاحیت قضاوت دارند؟

از میان فقهای شناخته شده‌ی شیعه تا کنون کسی به جواز آن فتوا نداده است ولی از فقهای اهل سنت ابوحنیفه در مواردی که شهادت وی پذیرفته است آن را مجاز دانسته و طبری هم میان زن و مرد تفاوتی قایل نشده است

 اجماع

از آنجا که این مساله در کتب فقهای اولیه مطرح نشده و اولین کسی که به عدم جواز آن تصریح کرده شیخ طوسی است نمی‌توان برای اثبات عدم نفوذ قضاوت زنان به اجماع استدلال کرد.

آیات

آیه اول:

برای عدم نفوذ قضاوت زنان به آیاتی از قرآن به شرح زیر استدلال شده است:

1- آیه الرجال قوامون علی النساء است. زیرا منصب قضاوت منصبی حکومتی و از شوون ولایت است و صاحب آن از ولایت بر کسانی که تحت حکم او قرار می‌گیرند برخوردار خواهد بود و این امر با آیه منافات دارد.

آیه دوم:

آیه 228 بقره است که للرجال علیهن درجه. دلالت این آیه بر عدم نفوذ قضاوت زن بسیار ضعیف است زیرا از وجود نوعی برتری برای مرد نمی‌توان عدم صلاحیت زن را برای هیچ کاری استفاده کرد

3- آیه 18 زخرف: «أَ وَ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی الْخِصامِ مُبِینٍ» نیز مورد استدلال قرار گرفته است. زیرا آیه زنان را از این که در منازعات بتوانند با منطق روشن دفاع کنند ناتوان دانسته است.

4- در آیه 282 بقره آمده است که بجای دو مرد باید دو زن و یک مرد شهادت بدهند یعنی شهادت دو زن معادل یک مرد است پس زن نمی‌تواند همانند مرد در نقش‌های اجتماعی ظاهر شود و مسوولیت‌های مردان را بر عهده بگیرد.

حال پاسخهایی به این آیات

1-پاسخ این است که قوام بودن به معنی حافظ و تامین کننده نیازهاست نه به معنای صاحب ولایت و قدرت.

2-اگر این آیه ناظر به وظایف اجتماعی هم باشد وجود ضعف یک فرد و یا یک گروه به معنای نفی صلاحیت آن‌ها برای عمل نیست. زیرا اولا، مطابق این استدلال همه کسانی که از نظر استعداد یا توان از گروه دیگری ضعیف‌ترند نباید صلاحیت کاری داشته باشند و همیشه باید رتبه‌های برتر تنها افراد دارای صلاحیت برای تصدی امور اجتماعی باشند؛ و ثانیا، این برتری که به طبیعت زن و مرد بر می‌گردد امکان اصلاح و یا تعدیل آن را از راه‌های دیگر منتفی نمی‌کند بلکه طبیعت اولیه را خاطر نشان کرده است همان طور که خلقت انسان همراه با عجله امکان اصلاح و یا تعدیل آن را نفی نمی‌کند.

3-ضعف در برخورد با منازعات ناتوانی در قضاوت را ثابت نمی‌کند زیرا در منازعات احساسات انسان فعال می‌شود ولی در قضاوت عقل و منطق تنها حاکم است.

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391  |
 حکایت 12 گلستان
گفتگوي كوتاهي است ميان يكي از ملوك بي انصاف با شخصي پارس  مرد پارسا
از جايگاه امر به معروف و نهي از منكر به شيوه ي خاص خود در هدايت ظالم م يكوشد:
يكي از ملوك ب ي انصاف، پارسايي را پرسي د: از عباد ت ها كدام فاض ل تر است؟ گفت: تو را خواب نيمروز تا در آن »
يك نفس خلق را نيازاري:
ظالمي را خفته ديدم نيمروز
                                         و آنكه خوابش بهتر از بيداري است
گفتم اين فتنه است خوابش برده به
                                           آن چنان بد زندگاني مرده به

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در سه شنبه هفدهم بهمن 1391  |
 ادبی
نی نی دیروز جوان امروز پیرمرد فردایم

گاهی وقتی جلوی آینه وایمیسم و خودمو میبینم اندیشه زود بزرگ شدنم دیونم میکنه و یادم میاد که برا بستنی گریه میکردم و بابا میگفت تو مغازه بعدی برات میخرم اما یهویی سر از خونه در میاوردم و یادم میرفت  مغازه بعدی قرار بود بستنی بخرن برام ،الان که جوان امروزم هم جیبم خالیه که بستنی بگیرم و یه شکم سیر نوش جونم کنم ،خیلی خوب میدونم فردا قرار پیر مرد بشم و اونوقت هم بچه هام میگن بابا زشته برات بری بستنی بگیری و مردم ببین.

ای بابا خودشونم که اصلا اگه فکر دل منو بکنن و یه بستنی قیفی ناقابل مهمونم کنن.

اره آینه خیلی قشنگ برام زندگیمو تعریف میکنه اما دلم براش میسوزه نمیدونه که بستنی کوچک ترین آرزوی دله...

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در سه شنبه هفدهم بهمن 1391  |
 
دستورالعملى از شهيد اول
بسم الله الرحمن الرحيم
بر تو باد به تقواى الهى ، در پنهان و ميان جمع ! خوبى را براى همه آفريدگان بخواه ، گرچه به تو بدى روا داشته باشند.
در برابر آزار ديگران ، بردبارى ورز. اگر به تو اهانت شد، يا ناسزا شنيدى ، در پاسخ ، سخنى ناروا مگو.
هنگامى شعله ور شدن خشم ، از كلام ناپسند بپرهيز، از جايت بلند شو، در مكان ديگر بنشين و خود را به كارى ديگر مشغول كن تا خشمت فرو نشيند.
مدام در فكر بهسازى آخرت و سعادت دنيا باش .
در همه حال . به خدا توكل كن و در همهمهات به او اطمينان (داشته باش ). بر تو باد پاسدارى و شكر گذارى كسى كه به تو خوبى مى كن و تو را نعمت مى دهد.
از قهقهه و خنده بپرهيز، زيرا غفلت آرد و دل را بميراند.
به هر كارى مشغولى ، نماز اول وقت را ترك مكن . اگر - معاذالله - نمازت قضا شد، در اولين فرصت جبران كن .
در هر حال و مكان ، دانش آموز باش . پرگو مباش . بيشتر به شنيدن علاقه مند
باش تا گفتن . با استادت مشاجره مكن و گفته هاى او را بر مگردان . آنچه را فراگيرى در شب مرور كن .
با قرآن مانوس باش . وردى از قرآن را براى خودت برگزين . اگر مى توانى ، قرآن را حفظ كن و اگر ممكن نيست ، هر چند آيه اى كه در توانت هست ، از بركن .
كوشش كن امروزت بهتر از ديروزت باشد، و تلاش كن در هر روزى - گرچه اندك - تكامل پيدا كنى .
مبادا به گفته سخن چينان گوش فرا دارى ، زيرا بدبختى بى شمار به دنبال آرد و تاثير شومى بر نفس مى گذارد.
در زيارت مشاهده مشرفه يا خواندن زيارت آنها، از راه دور غفلت مكن .
به هنگام تعليم و نشر دانش ، از پرگويى بپرهيز. غير علمى و بدون مستند سخن مگو. تنها ناقل سخن ديگران مباش ، خودت نسبت به مطالب و مسايل صاحبنظر شو.
در هر روز، بيست و پنج مرتبه ( اللهم اغفر للمومنين و المومنات و المسلمين و السلمات ) را بخوان و در اين دعا، ثواب و مزدى بسيار است .
پس از نماز عصر، هفتاد و هفت مرتبه ذكر استغفار را بخوان . نيز سوره قدر و توحيد را بسيار قرائت كن .

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391  |
 ادبی

بی اعتنا به تمام گذشته و روزهای با هم بودن

     گفتم     دوستت ندارم  خدا نگهدار نگاهم کرد

در نگاهش چنان اتشی دیدم که احساس کردم

      تمام وجودش نزدیک به آتش گرفتن است

تصمیم گرفتم از نگاهش

   فاصله بگیرم

ناگهان با صدایی بلند تر از رعد برق چنان نهیبم زد که در جا میخ کوب شدم

منتظر ماندم چیزی نگفت خواستم حرکت کنم دو باره سخت تر از بار نخست فریاد بر اورد

خواستم برگردم ترسیدم

ناچار ماندم انقدر ماندم که خودش دلش سوخت

ارام ارام نزدیک امد صدای قدمش را می شنیدم

   قلبم به تپش افتاد

آنقدر نزدیکم شد که گرمای نفسش را حس میکردم

چشمانم را بستم فقط گوش دادم چیزی نگفت

فکر کردم می خواهد بزند ولی نزد

بعد از لحظه ای از کنارم گذشت

رفت و رفت و رفت تا ناپدید شد

این رفتنش نشان از آن داشت که

آنقدر حقیری که ارزش دعوا کردن هم نداری چه دلم شکست چه شکننده بود این بی اعتنایی

|+| نوشته شده توسط محمد کریم حیدری در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391  |
 
 
بالا