ممسنی و رستم
در اینجا هر چه دوست داری بنویس اما منطقی
این پرسشی است که افکار ما را درگیر کرده است و هر از گاهی پاسخی برای خود از زبان دیگران پیدا میکنیم ....گاها نظریات بیانگر ان است که قوم بزرگ لر از قدیم گرفتار این تفکر عشیره ای بوده و یک خصلت مادر زاد است و علاجی ندارد....گروهی معتقند در زمان گذشته با توجه به جمعیت زیاد یک طایفه و قدرت داشتن انها حاکمیت در ید انها بود و این حس هنوز هم ادامه دارد و تا به کی پابرجاست کسی نمیداند .....وگاها هم شنیده ایم که طایفه گرایی را انها که منفعتش را میبرده اند رواج دادند و اکنون نیز ادامه دارد .....
در اینجا باید توجه داشت که ایا خود مردم خواستار دامن زدن به مقوله طایفه گرایی هستند یا نه به دلیل اینکه خواص مسیر و زمینه را فراهم می اورند ناخواسته مردم نیز همراه و هم مسیر خواص طایفه گرا میشوند ...
اما ذهن پرسشگر بیننده از خود میپرسد که ایا نمیشود بعد از اینکه طایفه گرایی حاکم می شود (فرضا نماینده ای با توجه به طایفه گرایی انتخاب میشود)و فردی که از خواص جامعه است مدیریت یک جامعه را در دست میگیرد نمیتواند بدور از افکار طایفه گرایی تصمیم گیری کند و شایسته سالاری را در جهت پیشرفت شهرش سر لوحه کارهای خویش قرار دهد ...!؟؟؟؟
ایا این نظریه که معتقد است طایفه گرایی را خواص یک جامعه جهت بهره برداری از منافع شخصی خود رواج میدهند و اجازه افول ان را تا کنون نداده اند صحیح است ؟؟؟
ایا انگاه که افکار متعصب طایفه باعث انتخاب فردی میشود که گاها شایستگی انتخاب را ندارد باعث رکود فرهنگی اجتماعی و عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی نمی شود ؟؟؟؟؟
ایا مثال مشهور ازموده را ازمودن خطاست را نشنیده ایم که باز هم به سوی طایفه گرایی میرویم و بدون شک اینبار که هیچ صد بار دیگر هم در این راه ناهموار قدم بگذاریم بازنده تمام عیار خواهیم بود ..
البته تمام دیدگاها منتهی به پزیرش شکست تفکر طایفه گرایی است لیکن در تءوری نه در میدان عمل و این یعنی شعار گرایی در مقابل طایفه گرایی .....
مادامی که خواص ما در این تفکر مغروق هستند بلا شک عوام ما دست از طایفه گرایی بر نداشته و حتی بر شدت ان می افزایند و نتیجه ان میشود عدم پیشرفت ......

واما تنها راه رهایی از این عامل ناهنجار و ناپسند تغییر تفکر خواص میباشد خواصی که متشکل از نماینده گان منتخب ...مدیران ...دانشگاهیان و اهل قلم و رسانه هستند انهم در عمل نه در شعار ...
در پایان مصرع زیبای حکیم توس را جهت یاداوری تقدیم میکنم
دو صد گفته چون نیم کردار نیست ............
محمد کریم حیدری 23مرداد1394

[ سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 15:47 ] [ محمد کریم حیدری ]
رمضان یا رَمَضان المُبارَک (به عربی: رمضان) نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه، روزه بر مسلمانان واجب شده‌است. ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است. مسلمانان معتقدند که شب قدر در این ماه واقع است. روزه داری در ماه رمضان بر مسلمانان واجب بوده و به همین دلیل خوردن غذاهای مقوی برای سحری و افطاری که مستحب است، تأکید می ششود. درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می‌شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

[ دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ ] [ 13:34 ] [ محمد کریم حیدری ]
دلم ایخو برم سر چشمشون هم

همو چشمی که گل درفلشه ایششت

همو چشمی که پی گل تادو زانو

سفیدیش برد من ته چشمه ای کخت

همو چشمی که طعمش چی شکر بی

شکر خندی گلم لو بردله ایدوخت 

دلم ایخو برم بالای چشمه

بوینم دی گله که میشله ایدوخت

وسوز دل بخونم دی بلالی

واو سوزی که سوزش گلمه ای کشت

خدایا چشمشون او زندگونی

همو اویی که گل دهسشه منش ششت

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:26 ] [ محمد کریم حیدری ]
هوی سردی که ایگون تی تو بیده      و سرمات بی مرام زونیم بریده

چه اخلاق تو داری رهته زهلم          بگو امشو بیو گهکون و حونم

بخند من ریم بپرس حالم چطوره        و اخم و تخم تو جونم د پیره

رسوندی جونمه من گر فیرم           و دهسه گهپلت بلتا بمیرم

هزارتا خنده کردی دیدمت دوش      و برگت اشوه کردی دیدمت دوش

من ری او رقیب حیله کارم            تیلت سیرمه کردی دیدمت دوش

بگو بینم لباس مخملونه               وبر کردی توسیش دیدمت دوش

خدایا وای پسین خهسه و رهسه   بگر جونمه وکاری و سرم اومئه دوش

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:17 ] [ محمد کریم حیدری ]
ساقیا می ریز امشب ساغرم لبریز کن         از خودم بیخود بکن دور از همه زنجیر کن

از می نابت بده خواهم خراب ناب شم         از دو چشمش گم شوم مجنون در زنجیر شم

زودتر پر کن جان من، سبویت را بیار             این چه پیک است جام داریوشت بیار

با همه نابی من نی شوم سرمست مسن    که شوم بیخود ، مرگ بر انکه پای من ببست

هی بگفنی مستی از ادمی دورت کند         در ردیف روسیاهان سر به زیرت کند

لیک امشب از شرابش حالی نداد              نی ز ادم دور راستی هم  که نداد

گر سر به درون کوزه کنم بی مستی          تا دور شوم از این دلم که بشکستی

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:7 ] [ محمد کریم حیدری ]

امام صادق علیه السلام معجزاتی را که هنگام ولادت پیامبر اکرم آشکار شد، چنین بر می‌شمارد:

1- ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد.
2- شیاطین دور شدند.
3- تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند.
4- ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد.
5- آب دریاچه ساوه خشک شد.
6- سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.
7- آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.
8- نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.
9- کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند.
10- سحر ساحران باطل شد.

استحیائیل ــ یکی از فرشتگان بزرگ خدا ــ در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت:« ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید

[ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 18:40 ] [ محمد کریم حیدری ]
اربعین سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) بر تمام شیعیان جهان  

تسلیت باد

[ شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ ] [ 9:27 ] [ محمد کریم حیدری ]
سرپسین تش بهس وجونم تپ خرص تیت  

نامسلمون جون مو بهسه و پلکل تیت  

کم بشین هی غم بخه جونم چته  ؟

مه تو نیدی من اینه رنگ ناز او تیت  ؟

سیم بگو کی تش نهاده من دلت ؟

کی پریشون کرده بافی زلفلت  ؟

کی دلش اومه که کردت بیقرار  ؟

کی نمک رخته وری او زخملت  ؟

ار صلا دونی بگو حرفت چنه  

رنگ سرخ تیلت نی سیچنه ؟

سیم بگو طاقتش دارم بشنفم 

ار قرار تیت برم خوم ایروم  

مه زمونه تنگ کرده عرسشه  ؟

مه رقیبم تازه کرده حیلشه  ؟

سیم بگو دردت وجونم امبلا  

مه بوات داده تنه و کر ملا ؟ 

خوم خو دونم خرصلت سی دل منه  

حال زارت سی ندیدن ری منه  

جون جونم بی وفی هم دورشه  

رفتن و تی یک د بیدن دورشه  

خرصلت پاک کن گلم د نگری  

هم صیا ایبینمت دسشه ایگری 

[ پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ ] [ 9:27 ] [ محمد کریم حیدری ]

وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1

[ شنبه سوم آبان ۱۳۹۳ ] [ 10:56 ] [ محمد کریم حیدری ]
ولادت و خاندان
بنا به نوشته مورخين، امام على(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سى‌‏ام عام الفيل و در خانه‌ی خدا متولد شدند.
پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی پيامبر(ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراين امام على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است.
مادر اين حضرت، خداپرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى می‌كرد و پيوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا می‌نمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند.
فاطمه بنت اسد، مادر امير المؤمنين(ع)، در حالي كه هنگام تولد فرزندش فرا رسيده بود به زيارت خانه‌ی خدا رفت و گفت:
اين هنگام به فرمان خدا، ديوارهای خانه‌ی خدا (كعبه) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و ديوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بيرون آمد و در حالی كه اميرالمؤمنين(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد: "
[ پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:56 ] [ محمد کریم حیدری ]

                      عباس براتی‌پور

تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشته‌ها بلند
مرآت پاك لم‌يزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند
آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمي‌شد آن مه برج ولا بلند
هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند
خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند
تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند
تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند
هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بي‌نوا بلند
هر جا كه بود طفل يتيمي سرشك‌بار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند
از بهر دستگيري آنان سپندوار
يك‌باره مي‌شد يد مشكل‌گشا بلند
تا خانه‌زاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند
آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند
يك‌باره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند
مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند
پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق مي‌شود از بوريا بلند
با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند
ما ريزه‌خوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند
خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند
در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند
باب المراد اهل جهاني و مي‌كنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند
اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند
ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر مي‌زنيم گام سوي كربلا بلند
عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند
تا مست جام توست «براتي» به روزگار
سر مي‌كند به عشق تو روز جزا بلند 

 

 

   

[ پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:52 ] [ محمد کریم حیدری ]

 

                                                 اشعار زیبای عید غدیر خم

                                      

                                                                          

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست


مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر،که کوثر عظماست


مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر، که محشر کبراست


مرا غدیر حریم وصال محبوب است
علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست


مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین
علی نه کاتب قرآن که آیت عظماست


مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ
که جان پناه همه رهروان راه خداست


مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن
که همچو چشمه ی مبعث زلال وحدت زاست


مرا غدیر ندای بلند آزادی است
علی نه حامی بوذر که روح صدق و صفاست


مرا علی نبود خلقتی خدا گونه
چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست


اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید
ستایمش که علی عالی و علی اعلاست


بخوان ز سوره انعام علت درجات
علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست


مگوکه مولد او کعبه شد که می گویم
به هر مکان که علی هست کعبه خود آنجاست


هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا
علی صفت اگرش نیست، کار غرق خطاست


بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر
که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست


ببین که در دل آن رادمرد بی همتا
به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست


بکوش رنگ علی گیری و صفات علی
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست


به سالروز امامت به جشن عید غدیر
که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست


گل (امید) به لب ها نشاندم و گفتم
خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست

                                             

[ پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:43 ] [ محمد کریم حیدری ]
قران ! من شرمند ه تو ام

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند "چه کسی مرده است "

جه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن من شرمنده تو ام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک نسخه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق میکند که ترا یر روی برنج نوشته ، یکی ذوق میکند که تورا فرش کرده ، یکی ذوق میکند که تورا با طلا نوشته ،یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترن قطعه ممکن منتشر کرده و .....آیا واقعا خدا تورا فرستاده تا موزه سازی کنیم..

قرآن من شرمنده تو ام اگر حتی آنان که تورا می خوانند و تورا می شنوند آنچنان به پایت می نشبنند که خلایق به پای موسیقیای روز مره می نشینند اگر چند ایه از تورا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند احسنت. گویی مسابقه نفس است

قرآن من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از اخر به اول یک معرفت است یا یک رکرد گیری ، ای کاش آنان که تورا حفظ کرده اند ، حفظ کنی تا ایچنین تورا اسباب مسابقات هوش نکنند. خوشا به حال هر کسی که دلش رحلیست برای تو . آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ میکنند ، گویی که قران همین العان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قران کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به سلیب جهالت کشیده ابم قرآن را سالهاست که به آتش کشیده ایم .

[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 16:52 ] [ محمد کریم حیدری ]

انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گوين
د
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند


انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند

انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود
هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستندانسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ داردانسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستندانسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستن
د
انسان هاي كوچك مسئله ندارند



انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينندانسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهندانسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:27 ] [ محمد کریم حیدری ]
این عکس برای ندیدن است! مثل شعر تلخی که برای نخواندن سروده می شود! چطور یک انسان؟!
می تواند اینقدر بی رحم باشد که شکم شکارش را با کارد پاره کند، جنین اش را بیرون بیاورد و بعد از آن عکس بگیرد و با افتخار همگانی کند؟! کُشتن موجودی تا این اندازه ظریف و معصوم چه لذتی دارد؟
به گزارش زیست بوم آیا این هم پلنگی است که می گوئید به گله هایتان حمله می کند؟ آیا خرسی است که کندوهای عسل تان را می خورد؟ آیا گرازی است که مزارع تان را شخم می زند؟ چطور می توانید این همه قلبی از سنگ را توی سینه تان جابجا کنید؟ این بومرنگ سنگدلی که پرتاب کرده اید یک روز برمی گردد و توی صورت خودتان می نشیند…
تفنگ تان را بر زمین بگذارید شکارچی های نشانه دار و بی نشان! این گلوله های سربی تان را چال کنید، دست هایتان را بشورید، بوی خون دارد دنیا را بر می دارد…. شرم تان باد اگر نام انسان را یدک می کشید… به این عکس نگاه نکنید! این عکس برای ندیدن است!

[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:11 ] [ محمد کریم حیدری ]
  1. چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدمهای موفقی شدند.
    چند سال بعد، بعد از شامی که با هم داشتند در مورد هدایایی که برای مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد فرستادن صحبت کردن.
    اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم ...
    دومی گفت: من یک سالن سینمای یکصد هزار دلاری در خانه ساختم.
    سومی گفت: من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره...
    چهارمی گفت: همه تون می دونید که مادر چه قدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و می دونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه، چون چشماش خوب نمی بینه. من راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که می تونه تمام کتاب مقدس رو از حفظ بخونه. این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفته. من تعهد کردم برای این طوطی به مدت بیست سال، هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه.
    برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
    پس از تعطیلات، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت:
    میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه... من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم. به هر حال ممنونم.
    مایک عزیز، تو برای من یک سینمای گرونقیمت با صدای دالبی ساختی که گنجایش 50 نفر رو داره. ولی من همه دوستامو از دست داده ام، همچنین شنواییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام. هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم، ولی از این کارت ممنونم.
    ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم. من تو خونه می مونم، مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم.
    ملوین عزیز ترینم، تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
    جوجه خیلی خوشمزه بود! ممنونم!

[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:42 ] [ محمد کریم حیدری ]





[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:17 ] [ محمد کریم حیدری ]

گرامی میداریم ایام سوگواری امام حسین (ع) و یارانش را و پیشاپیش شهادت حضرت را به امام عصر (عج)و مقام معظم رهبری و شما شیعیان ناب تسلیت عرض نموده واز شما بزرگواران التماس دعا دارم.

كاروانى به تعداد كوچك و به مقدار بزرگ ؛ آرام آرام به پهن دشتى نزديك مى گردد كه ريگهاى تفتيده اش آماده فرود ميهمانى مى شود؛ كه ميزبانانى ، خيانت پيشه او را به آبهاى روان با باغهاى سرسبز، ميوه هاى رسيده و اسلحه هاى آماده براى يارى ، دعوت نموده اند. اى كاش قلم هايشان مى شكست ! آنان در يك چرخش صد و هشتاد درجه اى انديشه اى شيطانى در سر پرورانده و آماده ارتكاب جرمى سهمگين شدند كه خون در رگها خشكيد، قلبهاى گرم و پرطپش يخ زد، اندوه بر سينه ها كوه شد و دستها و پاها از تلاش بازماندند!!

[ چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 14:30 ] [ محمد کریم حیدری ]

پند دادن مجنون توست پدر

چون ديد پدر به حال فرزند

آهي بزد و عمامه بفگند

 

ناليد چو مرغ صبحگاهي

روزش چو شبي شد از سياهي

 

گفت: اي ورق شكنج ديده

چون دفتر گل ورق دريده

 

 

اي شيفته، چند بيقراري؟

وي سوخته، چند خوامكاري؟

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 15:30 ] [ محمد کریم حیدری ]

 

........................... آگاهي پدرمجنون ازقصد قبيله ليلي ...........................

 

چون گشت به عالم اين سخن فاش

افتاد ورق به دست اوباش

 

كز غايت عشق دلستاني

شد شيفته نازنين جواني

 

هرنيك و بدي كزو شنيدند

در نيك و بدي زبان كشيدند

 

ليلي ز گزاف يافه گويان

در خانه غم نشست مويان

 

شخصي دو ز خيل آن جميله

گفتند به شاه آن قبيله

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 15:10 ] [ محمد کریم حیدری ]















[ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:58 ] [ محمد کریم حیدری ]
[ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:44 ] [ محمد کریم حیدری ]

حق مواقعه برای زوجه

به دلیل تفاوت های روانی زن و مرد نمی توان نیاز جنسی زن و مرد را کاملا یکسان دانست. تحریک پذیری سریعتر مردان نسبت به زنان و نیز توانایی بیشتر جسمی و وجود حالت تهاجمی در آنان نظام تشریع را ملزم می سازد که برای شرایط تحریک جنسی مرد تدبیری درست بیندیشد و مانع اقدام های فساد انگیز مردان که سلامت اخلاقی جامعه را دچار مخاطره می کند شود. علی ع خطاب به برخی همراهان خود که با چشمان خود زنی را که از کنار آنها می گذشت دنبال می کردند فرمودند: «نگاه های مردان آنها را بر می انگیزاند، پس هر گاه چشمان یکی از شما با شهوت بر زنی افتاد سراغ همسر خود بروید زیرا زنان جملگی همانندند». از این رو شریعت اسلامی به رفع نیازهای جنسی مرد از سوی زن با هدف تثبیت کیان خانواده و حفظ سلامت جامعه و نیز امنیت اجتماعی زنان اهمیت داده و زنان را موظف کرده نیاز شوهران خود را تا حد امکان مرتفع سازند. این حکم در فقه به عنوان حق استمتاع کامل برای شوهر مطرح شده است.



ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 19:32 ] [ محمد کریم حیدری ]

كنون اي خردمند، وصف خرد

بدين جايگه گفتن اندرخورد

 

بگوتاچه داري بيار ازخرد

كه گوش نيوشنده زوبرخورد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 20:23 ] [ محمد کریم حیدری ]

ايا شاه محمود كشورگشاي

ز كس گر نترسي بترس از خداي


كه پيش ازتوشاهان فراوان بدند

                              همه تاجداران كيهان بدند                       

 

فزون ازتو بودند يكسر بجاه

بگنج و سپاه و بتخت و كلاه

 

نكردند جز خوبي و راستي

نگشتند گرد كم و كاستي


برچسب‌ها: شاهنامه , سلطان محمود , مدیران
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 10:57 ] [ محمد کریم حیدری ]

با تأسیس نظام جمهورى اسلامى ایران در سال 1357، گرایش و توجه محققان و اندیشوران حوزه مطالعات سیاسى - اجتماعى به ابعاد این حوزه‏هاى مطالعاتى و نقش آن در عرصه‏ هاى حکومت و اداره جامعه بیشتر شد.

اما شرایطى که در سال‏هاى آغازین انقلاب و سپس شروع جنگ تحمیلى بر کشور تحمیل شد، مجال تحقیقات نظرى و کاربردى عمیق و بلند مدت را از محققین گرفت.

تا این که در تیرماه 1362 مجلس خبرگان رهبرى، آغاز به کار کرد که بى‏شک یکى از ارکان مهم و حساس نظام در مقابله با هجوم بى شائبه دشمنان نظام اسلامى است..


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ] [ 23:16 ] [ محمد کریم حیدری ]
مطالبی رو که در این قسمت مطالعه می فرمایید نوشته های معلمی دلسوز از دیار زیردو از مردان مردی که با پای پیاده و دستانی خالی قله های علم را فتح کردن است

اما امروز بعد از 10 سال از چاپ کتاب نغمه های نارنجون حیفم آمد مختصری از این اثر گرانبها را برای شما در این سایت قرار ندهم .....

تقدیم به روان پاک مادرم

به آن صبح سیرتی که پاکی را به من آموخت و روشنایی را برایم معنا کرد .......

به مادرم ....آری به مادر ! آن که محبتش به فرزند بی منت است و پایان ناپذیر.

واما نارنجون کجاست ؟ دره نسبتا درازی که اگر آن را انسان بلند قامتی فرض کنی که به پشت صاف خوابیده است ، کف پاهایش به طرف غرب به رودخانه فهلیان ، دو پهلویش از جنوب به کوهای بردنگان و از شمال به کوههای جنجان می پیوندد.سرش بر گردنه ای به نام نارنجون در کنار تپه های بلندی به همین نام قرار می گیرد و صورتش به طرف آسمان آبی رنگ خدا . روز پرواز پرنگان را نظاره  می کند و شب به شمارش ستارگان مشغول است . این دره سر افراز و نسبتا دراز جایی نیست مگر (( دلی نارنجون))


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 12:52 ] [ محمد کریم حیدری ]

در اين خطبه علل هلاك مردم را بيان مى‏فرمايد  پس از حمد و ثناى خداوندى ، خداوند سبحان هرگز جبّاران دورانى را شكست نداده است  مگر پس از مهلت و آسايشى كه در آن غوطه‏ ور بوده‏ اند  و استخوان شكسته هيچيك از امّت‏ها را جبران نفرموده است مگر پس از قرار دادن آنان در تنگناى زندگى و آزمايش  . براى شما مردم در مشقّت و سختى‏هايى كه رو بسوى آنها ميرويد  و در آن حوادث بزرگى كه پشت سر گذاشته‏ايد عواملى براى تجربه و عبرت وجود دارد  [ بدانيد كه ] هر صاحب قلبى از خرد برخوردار نيست  [ چنانكه ] هر دارنده گوشى شنوا نبوده  و هر ناظرى بينا نيست  . شگفتا  و چرا از خطاكارى اين فرقه‏ها با اختلاف استدلالهائى كه در دين خود دارند ، در شگفت نباشم  اينان نه از اثر پيامبرى تبعيّت مى‏كنند  و نه از كردار وصيّى پيروى مى‏نمايند  نه ايمان به غيبى مى‏آورند  و نه از عيبى خوددارى و عفّت ميورزند عمل در مشتبهات مى‏كنند  و سير در شهوات  . معروف ( نيكو ) در نظر آنان چيزى است كه ( خود ) آنان بشناسند و معروفش بدانند  و منكر و ناشايست در نزد آنان چيزيست كه ( خود ) آنان زشتش بدانندپناه گاهشان در مشكلات خودشان هستند  و مرجعشان در امور مهمّ آراء و نظريّاتى است كه خود ابراز ميدارند  گوئى هر شخصى از آنان امام خويشتن است  هر شخصى چنين مى‏پندارد كه در نظريّات خود به طنابهاى مورد اطمينان چنگ زده  و دستاويزهاى محكمى بدست آورده است 

[ دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 15:22 ] [ محمد کریم حیدری ]

غزل جونی ، گلم ، حالت چطوره ؟       گلم،     حـال   تیی کالت چطوره؟

خشی، خوبی، گل مینا بنــوشم  ؟      یل     بالا بلَی    بــــاوینه پوشم

ولات و ایل و مالِت در چه حـالن           جوونل   دیبلالِت     در چه حالن ؟

 بگ بینم  بهـــــار ابیده صحرا              سرو ایگو هنی هم   خاله زهرا ؟

 


ادامه مطلب
[ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 13:1 ] [ محمد کریم حیدری ]

ملت لر ، ملتی همیشه قربانی

به قلم : نوشاد مامویی ( با اندکی تخلیص )

 

 در تاریخ معاصر ايران از كريم خان زند تا به امروز ملت لر همواره قربانی بوده است .

 تنها فردی كه در تاريخ ايران به پادشاهي رسيد و هيچ گاه حاضر نشد خود را شاه بنامد بلكه خود را وكيل مردم مي دانست ، كريم خان زند بود . اگر چه لرها در تاريخ خود حداقل ده قرن متوالي از قرن 3 تا 13 هجري در مناطق خود حكومتي مستقل تحت عنوان اتابكان لر و والیان لرستان داشته اند، با اين وجود لرها همیشه مورد اجحاف قرار گرفته اند . 

با اینکه لرها در قالب نيروي متحد بويراحمدي ـ بختياري به رهبري سردار اسعد بختياري پس از فتح اصفهان و سپس تهران از پايه گذاران انقلاب مشروطيت بوده اند ولي تا به امروز ملت لر به حقوق حقه خويش دست نيافته است.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ] [ 14:39 ] [ محمد کریم حیدری ]
درباره وبلاگ

سلام و درود بر شما خواننده عزیز
دوست من شما یکی از میلیونها انسان مخلوق صاتع دانا هستید و امیدوارم که این دانایی از خالق به مخلوق نیز منتقل شده باشد و بنده نیز از دانایی شما بی نصیب نمانم و از حضور شما در این پست نهایت استفاده رو ببرم با کمال میل بیانات شما را پذیرا هستم


شرم می کنم که وزن سیریم را با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو بکشم.
برچسب‌ها وب
امکانات وب
t> onLoad and onUnload Example